مهم نیست که چند بار دور بزنیم , کاروان ما همواره به سوی هدف حرکت خواهد کرد. وپس از
پیروزی دوباره با ستاره ای روبه رو خواهد شد که همان مکان واحه را نشان خواهد
داد.هنگامی که این ستاره ی درخشان در آسمان صبح دیده شود, می دانیم مکانی را نشان
می دهد که در آن زن هست, آب , نخل و خرما .
سلام
اینجا اسفند است
صدای ما را از لابه لای بهار می شنوید
حال همه ی لاله ها را از چمن های نمور بپرسید...آنها می دانند
اینجا آسمان پر از حنجره ی پرستوها آبی ست
و اینسان بی شک می دانم
بااااد
ردپاهای خیس خورده را با خودش خواهد برد
زنبیلت را بگیر
آخر من پر از سیبم... سیب سرخ خدا...
در میان همین خطوط زمان کوچ شانه هاست...
بیا ستاره ها را داخل مشتت بگذارم
شاباشت را بده و برو
اینجا هوا هر روز عروسی ست
ما باید با هم
هوای فروردین را برقصیم...
دست های سرد و سبک
زخمبندهای سایه را
یکی یکی بر می دارند
چشمانم را باز می کنم
هنوز
زنده ام
در مرکز
زخمی پاک و نارس.
(( اکتاویو پاز))
ما فریاد می زدیم: << چراغ! چراغ!>>
و ایشان در نمی یافتند.
سیاهی ی چشمشان
سپیدی ی کدری بود اسفنج وار
شکافته
لایه بر لایه بر
شباهت برده بر جسمیت مغزشان.
گناهی یشان نبود:
از جنمی دیگر بودند.
احمد شاملو 21/خرداد/67 (حدیث بی قراری ماهان)
سیزدهمین باز می گردد ... این همان اولین است
و همیشه یکی است – یا شاید این تنها یک لحظه باشد,
آیا تو ملکه ای؟ ای تو؟ اولین و آخرین؟
آیا تو شاهی؟ تو یگانه و آخرین معبود؟
هیچ کس از ناشناخته ها نمی ترسد چون هر کس قادر است
هر آن چه را که می خواهد و لازم دارد به دست آورد. تنها به خاطر از دست دادن چیزی می ترسیم که داریم چه زندگی مان و چه کشت زارهامان.
ولی هنگامی که بفهمیم سرگذشت ما و جهان هر دو توسط یک دست نوشته شده اند
هراس مان را از دست می دهیم
اما فراتر از هر چیز آموختیم که این چیزها آن قدر ساده هستند که می توانند روی یک زمرد نوشته شوند...
و کسی نیفروزد چراغی را تا که پنهانش کند
به زیر پیمانه اش بگذارد بلکه بر چراغدانش نهد تا آنان که داخل شوند روشنایش را ببینند.
خوب است بیاموزی که در زندگی هر چیزی بهایی دارد
و این چیزی است که (( رزم آوران نور ))
می کوشند یاد بدهند...
آگاهی پیش از وقوع ! شیرجه ی ناگهانی روح در جریان کیهانی زندگی ست. جایی که سرگذشت تمام انسان به هم می پیوندد. و بدین ترتیب می توانیم همه چیز را بدانیم ...
چون همه چیز نوشته شده است.
اندیشیدم : زبانی وجود دارد که از وازه ها فراتر است.
(( اگر کشف رمز این زبان بی کلام را می آموختم می توانستم جهان را کشف رمز کنم )).
(( همه چیز تنها یک چیز است )).
(( همه چیز یگانه است )).
یادت باشد که همواره باید بدانی چه می خواهی...

